مرتضى راوندى

15

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

جهانگردان ، اشعار حماسى و چكامه‌هايى از بلوچى ضبط كرده‌اند ، براى آشنائى با ادبيات بلوچى ، قطعه زير را نقل مىكنيم : ترجمه : اى كبوتر و قمرى در ميان پرندگان ، اى پيك حال من ، به سوى دلبرم ، دور پرواز كن ، اى پرنده خاكسترى فام ، دعاى من همراه تست . از تخته سنگ شب و از صخره خشن ، چون طيور پرواز كن . به سراى محبوب من دراى و بر طرف راست بستر او بنشين . 5 - كردى ، كردى نام عمومى يك دسته از لهجه‌هايى است كه در نواحى كردنشين تركيه ، ايران و عراق رايج است . بعضى از اين زبانها را بايد زبانى مستقل شمرد ، چه تفاوت آنها با كردى بيش از آن است كه بتوان آنها را با كردى پيوسته دانست . . . اين زبان ، نمونه خوبى از گروه شمال غربى السنه ايرانى است و مانند خود فارسى ، تحت تأثير تغييرات صوتى عمده‌اى قرار گرفته ، اينك نمونه‌اى از اشعار آن زبان : ترجمه : سه دختر ، پادشاه پريان بودند . روزى به چشمهء گلهاى سرخ رفتند . جامه‌هاى خود را كه از بال پرندگان بود ، به درآوردند . و در ميان استخر گلهاى سرخ فرورفتند . » « 1 » زبان اوستا زبان كتابهاى مقدس اوستا ، باستانىترين زبان ايرانى است كه به نظر دانشمندان رسيده ، اين زبان از لحاظ قواعد دستورى بسيار كهنه و مهجور است و از اين رهگذر كم‌وكاستى از سنسكريت و دائى ندارد ، جنبهء تصريفى زبان اوستا ، بسيار نمايان است و افعال و اسامى و ضماير آن صرف مىشود و انواع گوناگون پايه‌هاى اسمى و فعلى دارد . . . بخش‌هاى گوناگون اوستا در ازمنهء متفاوت و سرزمين‌هاى مختلف بوجود آمده و بنابراين بديهى است كه زبان آن يك دست نيست . - در اوستا دو لهجهء اصلى و مشخّص به چشم مىخورد : يكى لهجهء « گاتاها » و لهجهء بخش ديگر اوستا كه على الرسم لهجهء « خرده اوستا » خوانده مىشود . اخيرا دانشمندان شوروى به‌منظور حل مسأله معضل زمان پيدايش اوستا ، از مدارك باستان‌شناسى استفاده كرده‌اند . باستان‌شناسان شوروى در اراضى سغد باستانى ( نزديك سمرقند ) تمدن‌هاى پيشرفتهء كشاورزى كشف كرده‌اند ، كه طبق مدارك باستان‌شناسى ، مربوط به ربع دوّم هزارهء اول قبل از ميلاد مىباشد و به اتكاى اسناد مزبور مىتوان گفت كه در آن دوران در واحه‌هاى آسياى ميانه و شمال افغانستان ، توليدات كالايى و مقّدمات زندگى شهرى و پيشه‌ها ( كوزه‌گرى و پارچه‌بافى ) و بالنتيجه دادوستد و بازرگانى وجود داشته و مردم زندگى

--> ( 1 ) . محمّد معين : فرهنگ فارسى ، از ص چهار تا بيست و نه . ( نقل و تلخيص )